بوسه بر دست خدا
خدا مارا می بیند
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
 
 
پدر دستشو رو شونه پسرش گذاشت و...
 

 

پدر دستشو رو شونه پسرش گذاشت و ازش پرسید تو قوی تری یا من؟پسر گفت: من...

پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید تو قوی تری یا من؟ پسر گفت:من...

پدر با دلی گرفته به یاد همه زحماتی که کشیده بود دستشو از شونه پسرش برداشت و دو قدم دورتر پرسید تو قوی تری یا من؟ پسر گفت: شما...

پدر گفت چرا نظرت رو عوض کردی؟

پسر جواب داد وقتی دستت رو شونه هام بود فکر می کردم دنیا پشتمه...





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 خرداد 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو